تبليغاتX
وبلاگ دانشکده ادبیات - خمال می شویم !!!

از ترم پیش یک دختر رو می دیدم توی دانشکده  که خیلی توجه منو جلب کرده بود. به نظر نمیومد بچه ی کرمانشاه باشه خیلی شیک و مرتب بود با بقیه فرق می کرد اونجور که من متوجه شدم اصلآ تو هیچ خطی هم نبود. یه دختر مغرور که راحت می شد از بقیه متمایزش کرد. عسل هم با من هم عقیده بود و میگفت تو حسابداری ها تکه. اون روز که نشریه رو داشتم میفروختم اومد ازم یه دونش رو خرید برام جالب بود باهاش حرف بزنم نمیدونم چرا بعدش که رفت به ذهنم رسید شاید این همون جیمبو خودمونه که چند ماهه داره میاد برامون کامنت میزاره . روز بعد رفتم ازش پرسیدم گفتم ببخشید شما جیمبو هستید؟اونم گفت سایه بقیش رو دیگه خودتون حدس بزنید پس اینی که میگن دل به دل لوله کشی راسته. باورتون نمیشه چقدر اون روز خوشحال شدم . راستی بیخودی نیاین آمارشو بگیرید که عمرآ آمار جیمبو جونم رو به کسی بگم فقط بهتون بگم بین حسابداری ها از جیمبو باکلاس تر پیدا نمی کنید شایدم کل دانشکده


و اما داستان این پست:

همش تقصیل خود خودمه. دالم از خمالی میمیلم.جنسم تموم شده .تمام استخونام داله میللزه.املوز بابام پول تو جیبیم لو داد تا بلم و از دکه ای سل کوچه جنس بخلم بابام که نمیدونه هنوز هم  دالم هل لوز هل لوز میلم اونجا جنس میخلم آخه این جنسش هم اعلاس هم الزانه فقط من که نیستم همه ی بلو بچ میان از این دکه ای جنس می خلند تازه همشون هم میگن حلف نداره جنسش هزال تومنم می الزه ما فقط دویست تومن بش میدیم صاحب دکه ای میگه" روله ایی جنسش تازه والد بازالا شده "منم میگم دستت دلست حاجی دکه ایسمیلا هم آمده مواد بخله . میگه مصلفش بالا لفته .دوتا جنس دویست تومنی میخله آخلش کال میده دس خودش. هل چقدر میگم جوجه جنبم چیز خوبیه به حلفم گوش نمیده میگه به تو لبطی نداله تلبچه مگه فوضولی ! منم بهش اخم کلدم آمدم خانمان

وای خدا خودش بهم لحم کنه بابام از سل کار آمده  خانه می پلسه همباز کجا لفتم منم بهش گفتم لفتم خودکال قلمز بخلم آخه آبی هم شد لنگ که باهاش مشقامو بنویسم! بابام هم که فهمید حلفم منطقی گفت بلو سل  دلس و مشقت دخملممنم گفتم چشم پدلملفتم تو اتاقم تا از فلاکت خودم لو نجات بدم و کمی جنس بزنم تو لگ که یدفعه مادل جونم مثل آوال خلاب شد لو سلم آخه سله التکاب جلم گلفتم بعدش گفت چش سفید بازم لفتی سلاغ ایی کوفت زهل مالیخدا لعنت کنه هل کی ایی لعنتی لا نشان شما فسقلی ها داد. آی داد هوال بچم از دستم لفت منم گفتم مادل ٬ جان من جان داداشی ها یواشتر بابا میفهمه ها ا ا ااینه که شنید دوباله شلو کرد داد زدن . هم خمال بودم هم باید مادل جان لو آلام می کلدم .گفتم مامان٬ جان بابا آلامتر یه دفعه انگال دوتا تشت آب یخ لیخته باشین لو آتیش مامانم ساکت شد.نمیدانم چلا هل وقت جان خودم و داداشام لو قسم میدم مامانم بی تفاوت هست ولی تا به بابام میلسه سلیع قبول می کنه مادل جان هم لفت بیرون هنوز دل لو پشت سلش نبست که دینگ دینگ تلفن اتاقم زنگ خورد الو الو کیه؟؟؟ منم  فلزانه دستم به دامنت دالم از خمالی هلاک میشم پولم ندالم بلم جنس بخلم دالی یه بال دیگه بهم بدی صفای وجودت هیچ وقت دلمونده نشی ! چقدر پولو هست ایی دختل همش میاد جنس آلیه می کنه مگه به مامانش نگم بی تلبیت تلفن قطع می کنم تا به خودم بلسم.

آخیش آخلش موفق شدم .جنس لو باز  کنم الهی به امید تو۲ ساعت نعشگی چه صفایی داله ۵ ثانیه طول نمیکشه که بلم تو هپلوت صداش تو گوشمه درینگ درینگ dail up تموم میشه دیگه میلم تو نعشگی توی یک دنیای دیگه که بهش میگن دهکده ی جهانی و توی این دهکده ی جهانی وبلاگ های جول واجول هست یکیش سفید سیاه یکیش لنگی میلم کامنت میزالم کامنت می خونم مثل دفتلچه خاطلات میمونه همه بلا همدیگه خاطله میزالند نمی دانم چلا بزلگ تلا از ایی هپلوتا بدشون میاد جنسش که الزانه کافیه کالت اینتل نت بامداد ۲ ساعته بخلین دویست تومن ولی مثل سمیلا بی جنبه نباشین مصلفتان بله بالا

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 15:32 توسط سايه |