تبليغاتX
وبلاگ دانشکده ادبیات - از ۱۴ سالگی تا ۲۸ سالگی بعضی ها !

سلام می کنم خدمت همه ی دوستان خوبم و امیدوارم حال همگی خوب باشه . الان که از حال و هوای جشنواره بیرون اومدین میخوام یک مطلب توپ بزارم که خوشتون میاد هیچ ٬ به درگاه ایزدی هم متوصل میشید که بازم بیام از این پستها بزارم ( اعتماد به نفس رو دیدی یه خورده یاد بگیر تا کودک درونت سر خورده نشه)آی خدا چه کیفی داره ملت رو سر کار بزاری... کلاه سرش بزاری .....نکنه فکر کردین من سایه هستم!....آره؟.....نه جانم من سایه نیستم  عمراْ بگم کی هستم..اصرار نکن...نه نمیگم .حالا چرا گریه می کنی...آخی دلم برات سوخت از بس التماس کردی...حالا بگم ؟...نگم؟.....بگم یا نگمنه فایده نداره باید بگم ولی حالا نمیگم بمونه برا بعد اینکه این پست رو خوندی .....آخه مزش از دست میره...من بیمزه هستم بیمزه خودتی اصلاْ از وبلاگ ما برو بیرون تا نزدمت ها .....حالا قبلش این پستم رو خوندی اشکال نداره

خصوصیات بعضی از آقا پسرها

  • سن ۱۴ سالگی:تازه دراین سن "هر" را  از " بر"  تشخیص می دهند.( اول بد بختی)
  • سن ۱۵ سالگی : یاد می گیرند که در خیابان به مردم نگاه کنند!....از قیافه خودشان بدشان می آید !
  • سن ۱۶ سالگی: در این سن اصولاْ راه نمی روند تکنو می زنند و تکنو راه می روند!....حرف هم نمی زنند داد می زنند....با راکت تنیس هم گیتار می زنند!
  • سن ۱۷ سالگی:یک کمی آدم می شوند اما شعرهایشان را کماکان بلند بلند می خوانند.
  • سن ۱۸ سالگی:هر کس را می بینند درست تا غروب روز دوم عاشقش می شوند ...بعضی از این آهنگ های دل و دلبری مثل چسب دوقلو به آنها می چسبد!
  • سن ۱۹ سالگی:شدیداْ به آهنگ های غروب و پاییز حساس می شوند!
  • سن ۲۰ سالگی: از همه دوستان رو دست می خورند ...! آهنگ های خارجی گوش می دهند که نفهمند چه خاکی توی سرشان شده!
  • سن ۲۱ سالگی:زندگی را غیر از این بچه بازی ها می بینند(مثلاْ عاقل می شوند!)
  • سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همه اش عشق است....دنبال یه آدم حسابی می گردند!
  • سن ۲۳ سالگی:یکی را پیدا می کنند اما مرموز می شوند(دیدشان عوض می شود!)
  • سن ۲۴ سالگی: نه!.. او اصلاْ لیاقت عشق منو نداره!
  • سن ۲۵ سالگی: داداش٬ عشق سیخی چند؟ طرف باید باباش پولدار باشه حالا خوشگل هم بود چه بهتر!
  • سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه خودشه٬ همون که یک عمر می خواستم!...خانم افتخار میدین غلامتون باشم!
  • سن ۲۷ سالگی: آخیش ٬ ما هم صاحب زن و زندگی شدیم!
  • سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمی اومدم !

خصوصیات بعضی از دختر خانمها:

  • سن ۱۴ سالگی:تا پارسال هر کی بهشون می گفت چطوری؟می گفتن ٬ خوبم٬ مرسی! حالا میگن٬ مرسی خوبم!
  • سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام میگن علیک سلام! نقاشیشون بهتر می شه(بتونه کاری و رنگ آمیزی!)
  • سن ۱۶ سالگی:یه عاشق واقعی! ...فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن٬شوخی هم ندارن!
  • سن ۱۷ سالگی:نشستن و اشک ریختن...بهشون بی وفایی شده! شعرهای بی وفایی مثل چسب دوقلو می چسبه (کوران حوادث)
  • سن ۱۸ سالگی:دیگه اصلاْ دوست داشتن بی دوست داشتن..توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
  • سن ۱۹ سالگی:از بی توجهی یه نفر رنج می برن!....فکر می کنند اون یک آدم به تمام معناست!
  • سن ۲۰ سالگی: نه٬نه!اون منو نمی خواست!...آخرش منو یک کورو کچلی می گیره٬ می دونم!
  • سن ۲۱ سالگی:فقط ۲۸- ۲۹ سالگی قصد ازدواج دارم و بس!
  • سن ۲۲ سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند ٬ خوش لباس و ......
  • سن ۲۳ سالگی: همه خواستگارا رو رد می کنن!
  • سن ۲۴ سالگی:مهم نیست که چه ریختیه یا چقدر پول داره فقط مرد شیر دل و شجاعی باشه!
  • سن ۲۵ سالگی: وای!...پس چرا هیچکی نمی یاد؟ هر کی می خواد باشه٬ باشه!
  • سن ۲۶ سالگی: یه نفر می آد...همین خوبه!...با اجازه ی مامان ٬ بابا عمو ٬دایی ٬خاله٬ دختر خاله٬پسر عمو..........همون بار اول بله ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
  • سن ۲۷ سالگی:سلام بچه ها ٬ این شوهرمه ! یه مرد نازنین!
  • سن ۲۸ سالگی:کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمی آمدی ~!

حالا اگه گفتین من کی هستم ؟میگم نگم تا تو خماریش بمونین ولی از اونجایی که خیلی با مرام هستم میگم . کوچیک شما منا هستمخیلی ها می شناسن .اونایی که هم نمی شناسن این دیگه مشکل خودشونهدرمونده نباشی تا اونجایی که می تونی کامنت بزار

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:39 توسط سايه |