
دومین جشنواره نشریات دانشجویی هم تموم شد با تمام خاطرات قشنگ و به یاد موندنیش. ۳۰ و ۳۱ فروردین ۸۶ سالن کتابخونه مرکزی پر از جوونایی بود که هر کدومشون نماد یه ایده قشنگ بودند همه ساده و بی تکلف بودند قرار نبود اتفاق خاصی بیوفته جز اینکه می خواستند با نشریه ها شون بگن که وجود دارند جز اینکه همه همدرد بودند هدف داشتند نیومده بودند که محکوم کنند یا محکوم بشند اومدن تا حرف بزنند بخندند و بحث کنند و حس کنند که جوون هستند . می خوام توی این پست از اون ۲ روز حرف بزنم ................
چهارشنبه ۲۹ فروردین ساعت ۲ تا ۵ عصر زمان غرفه آرایی بود . بر بلندي هاي بادگير کاغذ رنگی٬ چسب ماژیک٬ قیچی ٬دو میز مطالعه و یه کمی دیوار و صلیغه چند تا دختر که بر خلاف غرفه های دیگه هیچ پسری بینشون نبود تا بشن یک نشریه فمینیستي.................
- تابش و اشراق که به قول خودشون مثل سفره عقد غرفه شون رو تزیین کرده بودند از قبل همدیگرو میشناختند . دایره که به نظر من جالب تر از همه دکوریت کرده بود و هر چی روزنامه تو خونه داشتند آورده بودند و زدند به در و دیوار یک کیلو جوهر هم پاشیدند روش که رمانتیک بشه.کاکتوسی ها یه گلدون آورده بودند و نو اندیشان کاریکاتورهای با مزه ای که بعدا کلی هم اینجوری کاسبی کردند. سازه٬ صدای نو٬ صیقل٬ دالاهو٬ دامداران٬ others روان پویا٬ طیف٬ کیمیا٬افق ٬twilight باز باران ٬ طرقه٬ اندیشه٬ دانش٬سرعت٬ فرگشت٬ MRNA اخبار زيست ٬ کرمانشان و... بالاخره BEAUTIFUL MIND خودمون كه از همه بيوتي فول تر بود سرور همه نشريه ها

- هنوز جشنواره شروع نشده بود كه يكي اومد و گفت يكي از صندلي هاتون رو بدين به اون آقايي كه يه نفري كنار غرفش اونجا سر پا ايستاده اعتراض كرده كه شما ۲ تا صندلي داريد نتيجتا ما ۶ نفر مونديم و يك صندلي! پس شعار ي كه ميگن ليديز فرست رو بزار در كوزه آبشو بخور.....
- افتتا حيه جشنواره با مجري گري آقاي عاشوري كه در عين حال شاعر هم بودند آغاز شد موسيقي محلي هم يكي از برنامه هاي جالب بود . كارگاه آموزشي هم بيشتر درس اخلاقي دادند تا اصول روزنامه نگاري كه بيايد فكرامونو لينك كنيم و............موقع نهار هم يك راه پيمايي طولاني داشتيم و از صخره ها و چاله ها و چمنزار ها گذر كرديم تا به سلف رسيديم .من تازه يادم اومد كه ژتونمو تو خونه جا گذاشتم از همه بدتر چندتا مهمون هم دعوت كرده بودم
خلاصه مثل بد بخت بيچاره ها آخر صف وايساديم تا اگه غذا موند به ما هم بدند هيچ وقت تو عمرم اينقدر احساس بدي نداشتم
- حدوداي ساعت ۳ بود كه دنيل دوست آمريكا يي مون دعوتمون رو اجابت كرد و اومد همه ي غرفها رو نشونش داديم تك تك گشتيم يكي ازش سوال سياسي مي پرسيد اون يكي از ادبيات مي پرسيد يه عده هم اين وسط هي وول مي خوردند و در گوش هم پچ پچ مي كردند و مي خنديدند بنده خداها متوجه نشدند سوژه حرفهاي ما خود اونا بودند!
- عصر هم نمايش فيلم اخراجي ها بود كه به دليل تكراري بودن آمفي تئاتر رو ترك كرديم.
- روز دوم بعد از كلي كل كل كردن با همسايه مون كه به ما هم پريز برق بده بالاخره موفق شديم يه آهنگ بزاريم اولش چندتا خارجكي گذاشتيم كه مثلا آره ما همه ي معني هاي اينها رو ميدونيم
صداش هم تا اونجايي كه راه داشت بلند كرديم خوب بايد يه چيزي ميزاشتيم كه به نشريه مون بخوره ديگه. بعدا كه خودمون از از اين ديشدن ديشدن ها سر درد گرفتيم و مخ ملت رو با اين صداهاي نا هنجار تليت كرديم رفتيم سراغ موسيقي سنتي . كم كم غرفه ما تبديل شد به آهنگهاي در خواستي ........بنده خدا آقاي سهرابي كه يكي از عوامل اجرايي بود رو خيلي اذيت كرديم هي ميومد مي گفت صداشو كم كنيد ما مي گفتيم چشم دوباره زيادش مي كرديم
از طرف ديگه جناب آقاي حجت الله حاتمي و آقای مسعود مرادی وهمكارانشون كه از خانوما فقط يكي شون رو ميشناسم به اسم خانوم حسن پور ٬ زبونشون مو در آورد تا ما ميرفتيم آمفي تئاتر همينجا از همشون تشكر ميكنم وبهشون خسته نباشيد ميگم. خدا قوت....
- جلسه نشست با نويسندگان و شاعران محلي از همه ي برنامه ها قشنگ تر بود به خصوص توصيف بسيار لطيف و دلنشين مريم بهروزي سر دبير نازنين خودمون كه اسم همه ي نشريات رو با قشنگترين توصيفات آورده بود و همچنين حضور جناب آقاي بروجردي و آقاي حساس جلسه رو مزين كرده بود.
- از نكات بارز اين جشنواره مقاله جنجال بر انگيز كاكتوس بود كه توي سلف هم يه ميز گرد گذاشتيم و از منظر هاي مختلف مو شكافي كرديم و به اطلاع مدير مسئول نظراتمون رو رسونديم هر چند بعدها فهميديم كه اي كاش اصلا نمي گفتيم.
- جلسه ي پرسش و پاسخ مفت نمي ارزيد به جز يه آقايي كه خيلي خوب از حقوق و جزا سر در مياورد و بحث هاي قشنگي رو مطرح كرد . مجري برنامه سوال هاي ما رو نخوند ما هم چون لشگريان مكزيكي اون جلسه رو ترك كرديم.
- اختتاميه بر گزار گرديد . نو انديشان دانشگاه آزادي با اينكه حق داشتند ولي به بدترين لحن ممكن اعتراض خودشون رو اعلام كردند و جلسه رو ترك و لوح تقديرشون رو برگردوندند !
- نتايج اعلام شد :
- فرهنگي ادبي ۱)طرقه ۲)سرعت ۳) BEAUTIFUL MIND هورا هورا برنده شديم حالا همگي داد هوار بيداد كف بزنيد شادي كنيد





مونا كاظمي مدير مسئول نشريه خانوم ترين دختري كه تا حالا ديدم٬ مريم بهروزي سر دبير با احساس٬ نوشين مهربان و خوش فكر٬ خودم و زهره دوست داشتني هميشه فعال .
- سياسي اجتماعي ۱) صور اسرافيل ۲)دالاهو ۳) صيقل
- فرهنگي اجتماعي ۱)كرمانشان ۲)اشراق ۳)تابش
- علمي ۱)روان پويا ۲)فرگشت ۳)كيميا
- طنز و صنفي ۱)دامداران ۲)فرارون ۳)دايره
- نشريه شايسته در بخش مهمان: نو انديشان
- نشريه شايسته در بخش نشريات بومي : چرو
- نكته مهم در قسمت داوري اين بود كه چرا نشرياتي كه توقيف شدند جز كانديداي جوايز قرار مي گيرند؟؟؟به نظر ميومد كه كاكتوس مورد بي مهري داوران قرار گرفته است و در كمال بهت و حيرت بچه هاي سازه ۳ نشريه ديگه انتخاب شدند. همه ي ما مي دونيم اين دوتا نشريه حقشون بيشتر از اين بود و مي خوام بگم از ديدگاه ما اول هستند.
- صحنه ي آخر جمع آوري تزيينات و دوباره بر بلندي هاي بادگير قيچي٬ چسب ......................
اينم قسمتي از مقاله ي مريم بهروزي سردبير نشريه مون:
"آنكه شما هستيد بالاتر از كوه منزل دارد و با باد سفر ميكند . "
و امروز جمعه 31/ فروردين/86 كه روز آخر جشنوارس اميدوارم هممون انقدر چيز ياد گرفته باشيم از هم كه حتي اگه بخوايم هم نتونيم همديگرو فراموش كنيم ، كه بتونيم به قول استاد بسامي توي work shop لينك بشيم به هم استادانه. رقابت رو پلي براي رفاقت قرار بديم و انقدر چيز واسه ياد گرفتن از دانش بغلي كش بريم كه ذهنمون پر بشه از اتفاقاي قشنگ ، پر از شروعاي رنگي، پر از خاطره هاي ماندگار، پر از جواني.
اوقاتتان خوش، خاطراتتان جاودان با د.
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:37 توسط سايه
|