آري آري زندگي زيباست زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاست منم آرش سپاهي مرد آزاده به تنها تير تركش آزمون تلختان را اينك آماده كمانداري كمانگيرم . . . از جمله ي عيدهاي ارزشمند و مقدس ايرانيان تيرگان است كه از روز تير (13) ماه تير آغاز و تا 9 روز ادامه داشته است. از آنجا كه همواره كژ فهمي ها ما را از بيم چاله به چاه انداخته از ترس تهاجم فرهنگي به فرهنگ اعراب وابسته شده ايم و از فرهنگ خود دور! آن هم در زماني كه شيوخ اعراب ادعاي مالكيت جزاير سه گانه ايرانيان را ميكنند و خليج هميشه فارس را عرب مي خوانند. چه نيكوست فرزندان ايران ميدانستند جشن تيرگان چيست و چه مبدائي دارد؟! آن زمان كه افراسياب توراني پس از سالها جنگ و خونريزي توانست منوچهر شاه ايران را شكست دهد و مرز هاي گهر بار ايران را تا مازندران زير پا نهد ارتش ايران را به تنگنا آورد اما مقاومت ايرانيان باعث مي شود تا دو طرف شرط كنند كه تير پيكان مرز دو كشور را مشخص كند. اين زمان بود كه اسفنديارمذ فرشته زمين پديدار شد و فرمان داد تا تير و كمان آورند. آرش در ميان ايرانيان بزرگترين كماندار بود، فرشته زمين او را فرمان داد تا كمان بر گيرد و تيري بسمت خاور پرتاب كند. آرش خوب مي دانست كه پهناي كشورش ايران به نيروي بازو و پرش تير او بسته است و بايد توش و توان خود را درز اين راه بگذراد. او خود را آماده نمود، پيراهن درآورد و بدن به شاه و سپاهيان نمود تا ببينند در وجود او گژي نيست و خوب ميدانست چون تير از كمان رها كند همه نيرويش با تير از بدن بيرون خواهد جست. آن گاه آرش تير و كمان برداشت و بر بلنداي كوه دماوند برآمد و به نيروي خداداد تير را رها كرد و خود بي جان بر زمين فتاد. ايزد به فرشته باد فرمان داد تا تير را نگهبان باشد و از آسيب نگه دارد. تير از بامداد تا نيمروز در آسمان مي رفت و از كوه و در و دشت مي گذشت تا در كنار رود جيهون بر تنه درخت گردويي كه بزرگتر از آن در گيتي نبود نشست. آنجا را مرز قرار دادند و هر سال به ياد آن جشني گرفتند. جشن تيرگان از آن زمان در ميان ايرانيان بجاي ماند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:50 توسط سايه