تبليغاتX
وبلاگ دانشکده ادبیات

 

   یار دبستانی من

                         با منو همراه منی

                                                   چوب الف بر سر ما

                                                                              بغض منو آه منی

                                                                                                          ................

  سلام به کوچیک و بزرگ ریز و درشت ٬ ادبیاتی و غیر ادبیاتی ٬پسر و دختر با کلاس و بی کلاس

  بچه درس خوناو بچه الافا ٬ خلاف و مثبت ٬سلام به همه ی ترم صفری ها ٬ سلام به همه کسانی

  که جوانی شونو تو دانشکده گذاشتن و الان دیگه سال آخری هستن ٬ سلام می کنم چون برا همتون

  احترام قائل هستم سلام میکنم چون همتون با ارزش هستید همه ی اون کسانی که من می شناسم

  و صد البته خیلی هاتونم نمی شناسم از دیدگاه من همتون ۲۰ هستید لابد میگین این سایه این دفعه

  سرش به کجا خورده که هی سلام می کنه آقا جون وبلاگ خودمه دلم می خواد هی سلام کنم

  ببینم کی میخواد جلوی منو بگیره  

  اول یه چیزی بگم اونم اینه که بابا دمتون گرم سایتون کم نشه پست قبلیم ترکوندین از بس نظر

  گذاشتین من که فقط شرمندتون هستم

  ۱۶ آذر امسال هم اومد انگار نه برای دانشجوها این روز با بقیه ی روزا فرق می کرد نه برای جماعت

  مسئولین تا این لحظه نه جشنی نه تبریکی ای خدا ما چقدر بد بختیم آخهاز همون بچگی که

  کلاس اول بودم و هنوز بلد نبودم بنویسم بابا آب داد بابام گفت باید بری دانشگاهمن اصلاْ

  نمی دونستم دانشگاه چه جور جایی فقط می دونستم اگه بگم چشم بابام پول جیبیمو بیشتر میکنه

 خوب منم گفتم چشم چه بچه ی حرف گوش کنی بودم  یادش به خیرآخرشم این بچه ی حرف

  گوش کن اومد دانشگاه. من از دانشکده یه تصور داشتم و خود دانشکده یه چیز دیگه بودمن فکر

  نمی کردم یه روز همکلاسی آدم زیر آب آدمو بزنه فکر نمی کردم استاد تنها احترامی که قائل نیست

  برا دانشجو هاس فکر نمی کردم تو دانشکده نمره مهم باشه فکر می کردم سواد داشتن مهمه

  فکر می کردم اگه یکی ایده ی قشنگی داره هر چند متفاوت دیگران براش احترام قائلند نمی دونستم

  بهش می خندند نمی دونستم تو دانشکده برا آقایون سیگار کشیدن یه افتخار بزرگه نمی دونستم

  اگه حجاب داشته باشی بهت میگن امل اگه بی حجاب باشی بهت میگن سبک ٬ نمی دونستم

  اینجا تحمل شنیدن انتقاد رو هیچکی نداره تحمل شنیدن افکاری که شاید به چشم اونا مرسوم نباشه

  وای خداااااااا من خیلی چیزا رو نمی دونستم  توی این ۲ سال دوران دانشجویی من  چیزایی

  که نمی دونستم رو یاد گرفتم الان خوب می دونم دانشجو بودن چه معنی داره و دانشجو چه وظیفه ای

  داره افسوس که با اون چیزی که تصور می کردم خیلی فرق داشتبا همه این احوال من از همیشه

  با روحیه ترم چون می خوام با بقیه فرق داشته باشم چون خوب می دونم مثل من خیلی ها هستند

  کسانی که حداقل حرف دلشون رو می زنند جسارت خوب زندگی کردن رو خیلی ها ندارند پس اونایی

  که دارند باید خوشحال باشند که خدا این انگیزه رو بهشون داده که بخوان و این توانایی رو بهشون داده

  که بتونند ! دانشجو باشی یا بقالی داشته باشی مهم نیست مهم اینکه از خودت رازی باشی و

  و همینطور دیگران از تو ٬ هنر برخورد با مردم و احترام گذاشتن بهشون را داشته باشی مهم اینکه

   باهاشون دوست باشی و در قبال این دوستی چیزی ازشون نخوای . دارم به این فکر می کنم که

  آیا خودم اینجوری هستم اگر ازم این سوال رو بپرسید بایستی بگم که نه ولی تلاش خودمو می کنم

  تا یکمی شبیه اون چیزی که ایدآل عقایدم هست باشم خوب حداقل تلاش کردن که ایرادی نداره

  مطمئناْ خیلی ها هستند که با نظرات من موافق نیستم خوشحال میشم شما هم بیاید و نظرتونو

  برا من بزارید .این پست با بقیه پست ها فرق داشت اگه دقت کرده باشید من با شما دردودل کردم

  خیلی به من لطف کردید که این پست هم خوندید و در آخر ۱۶ آذر روز دانشجو رو به همتون کوچیک و

  بزرگ ٬ ریزو درشت ٬ ادبیاتی و غیر ادبیاتی٬ پسر و دختر................ تبریک میگم

  چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم

  خانه اش ویران باد !

  من اگر ما نشوم تنهایم

  تو اگر ما نشوی ٬ خویشتنی

  از کجا که من و تو

  شور یکپارچگی را در شرق باز بر پا نکنیم !

                                                                          "مصدق"

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 22:56 توسط سايه |