تبليغاتX
وبلاگ دانشکده ادبیات

 

   گیریم سلام که چی ؟ هیچی بابا همینجوری خواستم حرفی زده باشم احوال شما؟

  روبه راه هستید؟ از بس دوستان اومدند و به هزار خواهش و تمنا اصرار کردند که من دوباره

  بنویسم دیدم نامردی میشه دستشون رو رد کنم چیکار کنیم دیگه ما از مرام هیچی کم 

  نمی زاریم   

  ترم تحصیلی جدیدم شروع شد خیلی خوشحال نباشید آغاز بدبختی و شب نخوابی شروع

  شد ! از وقتی دانشکده شروع شده وقت سر خوراندن برامون نمونده ٬ هر چی می گیم بابا

  جون یعنی همون استاد جون بزار یه هفته بگذره بعد پرسش و کنفرانس هزار کوفت زهر مار ديگه

  نثار این جانبان کنید مگه قبول می کنند گوش کن بترس ! چقدم ما به حرفشون گوش میدیم

  پس همون بهتر یگانه موجودات یکتای بی نظیر بچه درس خون  جور مارو بکشند

  بالاخره تونستیم ترم اولی ها رو زیارت کنیم <<قدمتون میمون و مبارک باد >> به ادبیات خوش

  آمدید  

  "حکایت دانشکده هم کم کم داره شبیه دبیرستان میشه " اینو یکی از اساتید محترم گفت

  آخه امسال سازمان سنجش غوغا کرده کل الجمعین بچه های دبیرستانی رو فرستاده دانشگاه

  تا یه وقت در اثر پشت کنکور موندن٬ این بچه ها دست به اعمال ناشایست نظیر خودکشی ٬ فرار

  از منزل( بخاطر ترس از خانواده که کلی پول بی زبون خرج کردند) و این جور مسایل نزنند . خدا قوت

  سازمان سنجش اگه بازم از این فکر های ناب داشته باشید که هیچی دیگه ما بریم بمیریم

  آخه من نمی دونم شما که کلاس به اندازه ی کافی ندارید چرا این همه پذیرش دارید مثلاْ همین

  هفته پیش خواستم سال تحصیلی جدید رو با انگیزه ی خوب شروع کنم خواستم برا یه بارم که

  شده به حرفای استاد گوش بدم سر و صدا نمی گذاشت صدای استاد به من که صندلی آخر نشسته

  بودم برسه نگو ترم اولی ها بی کلاس موندن ٬ توی سالن داشتن متلک تیکه پاره ی همدیگه

  می کردنند . هر چی به این مغزم فشار آوردم میان حرفای استاد با متلکا و پارازیت های ترم اولی ها

  چیزی بفهمم چیزی دست گیرم نشد قید گوش دادن به حرفای استاد و زدم رفتم سراغ موبایلم آهنگ

  گوش دادم یه دفعه دیدم یکی داره به پشتم می زنه عسل بود

  :: سایه نمیای بریم همه رفتن کلاس تموم شد

  ::نه بابا کی تموم شد ؟ حالا درس در مورد چی بود ؟

  ::هیچی بابا منم نفهمیدم

  نگو از من بدتر عسلmp3 player٬ گوش می داده آ‍ ی خدا اگه استاد بفهمه كه ما سر كلاس چقدر به

  حرفاش گوش می ديم


  راستی وايت بوردای دانشكده رو ديديد ٬مباركمون باشه٬ تازه تا شو هم هستند چند روز پيش يكی از

  استادا پاي تخته ايستاده بود مي خواست شروع كنه به درس دادن ٬ پنجره هم باز بود يه دفعه يه باد

  تند اومد .يه ور وايت بورد كم مونده بود به سر استاد برخورد كنه تصور كنيد اون موقع ما چه حالی

  داشتيم از خدا چه آرزويی مي كرديم  حيف كه استاد سريع متوجه شد خودشو كنار 

  كشيد

  ديروزم كنفرانس بينش يكی از آقايون بود ٬ روی تخته كنار منابع كتاب ها٬ ای ميل شو نوشت .آخر

  كنفرانس گفت و در آخر اگر خواستيد مطالب بيشتری در مورد نقش جهاد در اسلام بدانيد به من

  ای ميل بزنيد  چه جلب !؟!


  ترم اولی ها حتما بخونند :

  راههای تفكيك دانشجويان رشته های مختلف دانشكده ادبيات از يكديگر::

 ۱)هر دفعه كه با بچه های مشاوره روبرو شويد به شما لبخند می زنند ٬ هميشه می خواهند شما

  رو نصيحت كنند !

  ۲)هر جا كه ديديد چند نفر دارن با هم بحث می كنند بدونيد از دانشجويان علوم سياسی هستند

  كه دارن مخ همديگه رو تليت مي كنند !

  ۳)اگه به بچه های ادبيات فارسی دقت كنيد هميشه يه كتاب حافظ در دستشون می بينيد تمام

  زندگيشون رو فال حافظ می گيرند !

  ۴)خانم های ادبيات عرب چادر چاق چول ٬ آقايون ادبيات عرب كت شلوار كرم پاچه دار !

  ۵)بچه های زبان كه خيلی ادعای با كلاس بودن رو دارن هميشه نوك بينی شون رو بالا مي گيرند

  نصف حرفاشون فارسی نصف ديگش انگليسی البته وقتی با رشته های ديگه حرف می زنند وگرنه

  با خودشون همون فارسی حرف می زنند !

  ۶)دانشجوهای جغرافيا هميشه دور و بر يه دوربين توی حياط دانشكده هستند معلوم نيست با اين

  دوربين پايه دار چيكار می كنند ٬ شايد دخترها رو ديد می زنند يا بر عكس !

  ۷)كل دانشكده رو بچه های حسابداری پر كرده از بس تعدادشون زياده و توی دانشكده پلاسند يه

  مشخصه ی ديگه هم دارند هميشه ۱۰ نفر ی با هم توی محوطه راه ميرن انگار كه دارن رژه ميرن !

  ۸)بچه های اقتصاد هم دست كمی از حسابداری ها ندارند با اين تفاوت كه سرشون تو كار خودشونه

  معمولا كسانی كه توی بوفه كار می كنند يا كار دانشجویی دارند از بچه های اقتصاد هستند خوب

  بلدند از وقتشون بهره برداری كنند و برا پول خرج كردنشون برنامه دارند !

  ۹)بچه های علوم فقه يا الهيات با توجه به رشته شون يه خورده عرب تشريف دارن در آينده

  می خواهند شيخ و شيخه شوند ٬ كاملا متمايز از بقيه رشته ها هستند !

                                                                                              موفق و پايدار باشيد

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 13:49 توسط سايه |